بیماری!!
عزیز دل مامان مدتیه که هر دومون حال و روز خوبی نداریم.روزی که قرار بودیم بریم واکسن بزنیم،صبح که بیدار شدیم چشمهای خوشگلت قی کرده بود ویکی از چشمهات باز نمی شد.خیلی نگران شدم و با پنبه و آب جوشیده چشمهات رو تمیز کردم و قدری بهتر شد.اما چشمهات التهاب داشت و قرمز شده بود. اون روز به توصیه اطرافیان چند بار پنبه گرم کردم و گذاشتم روی چشمهات،قدری بهتر شد.فردای اون روز هم خدا رو شکر بهتر بود.تا اینکه چهارشنبه ظهر چشمهای من بهم ریخت،چشم راستم ملتهب و قرمز شده بود و خارش شدید داشت.شب من و شما و بابایی رفتیم اورژانس بیمارستان لبافی نژاد، دکتر بعد از معاینه چشمم گفت یه عفونت شدیده که واگیردار هم هست و اگر بهبود پیدا نکنه قرنیه رو هم درگیر می کنه و خطرناک میشه.قطره و پماد برام تجویز کرد و گفت اگر چشم شما هم دچار این علایم شد باید درمان بشه.فردای اون روز من و بابایی شما رو بردیم کلینیک پگاه که متخصص اطفال چشمهات رو معاینه کنه.دکتر با معاینه چشمهات گفت عفونت دارن و برات قطره و پمادی مشابه پماد من تجویز کرد.یک هفته ای هست هر دو درگیر چشمهامون هستیم و داروهامون تمام شده اما هنوز چشمهامون خوب نشده.چشم چپ شما دوباره ملتهب شده و خارش داره،دائما با اون دستهای کوچولوت چشمهات رو می مالی،الهی مامانی قربون اون چشمات بره ناز پسرم.قراره با بابایی ببریمت پیش دکتر نجفی...
در این بین هردومون سرما هم خوردیم!!من که چند روزی حالم خیلی بد بودیم،اما چون شما هم حال خوبی نداشتی و دائما غر می زدی و کسل بودی خیلی نمی تونستم استراحت کنم.تا اینکه چند روزی رفتیم خانه مادرجون که از هردومون مراقبت کنن.خدارو شکر سرما خوردگیمون بهتر شده اما هنوز کاملا خوب نشدیم.دکتر به شما دارو نداد اما من همچنان دارو مصرف می کنم...
خلاصه که روزهای سختی رو با هم سپری می کنیم که امیدوارم هرچه زودتر هر دومون بهبودی کامل پیدا کنیم و شما هم مثل قبل شاد و پر انرژی باشی نفس مامان![]()


بیماری!!
